خرید بک لینک

نکبت که بیافتد به جان و زندگی آدم، دیگر بهضرب و زور هیچ محلول و اسید و شویندهای پاک نمیشود. میچسبد و چنگالهایش را فرو میکند در پوست و گوشت و رگ آدم. فقط میماند که نگاهش کنی، قبولش کنی، بپذیری که هست، هست و میماند با تو تا هستی و نفس میکشی.

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

بهار شده اما سر بالا نگرفتهام هنوز تا ببینم درختهای دو سوی خیابان مثل هر سال دستهاشان را گره زدهاند بههم، دو باره چتر سبزرنگشان را گشودهاند، دو باره دالانی بهشتی ساختهاند تا آدم درش پرواز کند و خودش را بسپارد به خنکای نسیم بهاری و زمزمهی برگها و بازی نور و نور و نور..

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

دیروز پسرعمویم را دیدم. کوچکترین پسرِ عموی بزرگِ مرحومم. همان که خانهاش مجمعِ آخر هفتههای فامیل بود. بزرگترها نشسته در پذیرایی بزرگ و نورگیر خانهی عمو و کوچکترها، ما، ویلانِ حیاط و پشتبام و دار

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

تماس گرفتم و جلسات هفتگی اردیبهشت را کنسل کردم. راستش دیشب وقتی با پلکهای نیمهباز سعی میکردم رادیو را خاموش کنم با خودم گفتم چه میشود اگر سهشنبه که شد جلسه را بپیچانم؟ دیدم هیچ. هیچ اتفاق خاصی نم

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

چه احساسی دارم؟ احساس پوکی و پوچی. گاهی که نشستهام و بیکار و بیعارم، که اغلب اوقات اینطور است، با انگشتم دو سه تا تقّه میزنم روی سرم و میبینم که صدا میپیچد در جمجمهام و میگویم پوکه آقا، پوک.

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

گاهی که میخواندم یا میشنیدم انسانی همنوع خودش را بهقتل رسانده است از خودم میپرسیدم کشتن، کشتن یک آدم چه حسّی دارد؟

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

قلبم مچاله شده است. دوست دارم شب برسد و چشمهایم را ببندم و در سکوت خانه سوگواری کنم. برای تو، برای خودم، برای روزگارم. برای روزگاری که ساختهام و آتشی که برافروختهام.

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

خوابهای هجوی دیدم دیشب. پاره پاره و محو. لابهلای خوابها بیدار میشدم از درد دندان و صدای نالهام در سیاهی شب میپیچید. آخرین دفعه پنجوبیست دقیقه بود که چشم باز کردم. کمی پلک زدم و چرتکه انداختم ک

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

در انتظار معجزه نیستم، فقط اگر دستی باشد تا چراغی هر چند کمفروغ را پیش پایم بگیرد تا راه را بشناسم از بیراهه..

برچسب: نویسنده: کوروش جلالی تاريخ: يکشنبه 22 ارديبهشت 1398 ساعت: 9:29

صفحه بندی